السيد الطباطبائي
204
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
2 - بَعوض : چون به اولين نوع از جنس پشه ، باز بعوض مى گويند . در اين استعمال ، اسم نوع ، مىشود . مانند واژه اسب كه اسم جنس است اما در تقسيم اسب به دو نوع مى گويند : اسب ، يابو . 3 - جِرجِس : نوع دوم پشه كه از بعوض كوچك تر است . 4 - وَلِغ : نوع سوم از پشه كه ريزتر است . ليكن چنين واژه اى درلغت نيامده ، ظاهراً چنان كه علامه مجلسى نيز در ذيل حديث گفته ، « وَلِع » باشد كه در كافى نيز به همين صورت و بدون نقطه آمده است « 1 » . المنجد : وَلِع و لوعاً : احبّه و علق به : آن را دوست داشت و به آن چسبيد . الوَلِع : الشديد الولوع و التعلّق : موجودى كه بشدّت چسبيده باشد . در اين صورت نيز به عنوان « صفة مشبهه » به كار مى رود . نه نام و اسم يك جاندار خاصّ . و با چنين عنوان در منابع لغت حتى در كاربرد عوامانه نيز نيامده است . ظاهراً ، امام يك جاندار ريز چسبنده را در نظر دارد كه مردم آن زمان با آن آشنا نبوده اند و هرگز آن را نديده بوده اند ( اگر آن را مشاهده كرده بودند بى ترديد نامى براى آن برمى گزيدند و در منابع لغت مى آمد ) و آن را وَلِع مى نامد . و جالب اين كه : در ظبط كافى ، به صورت « الّذى نسمّيه نحن الولع » آمده است . يعنى ما ائمّه آن را ولع مى ناميم . اين جمله نشان مىدهد كه مردم از وجود آن موجود ريز بى خبر بوده اند .
--> ( 1 ) - كافى ، ج 8 ص 248 .